هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

394

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

جهت آن‌جا را قرار داده‌اند . قريب [ به ] 100 خانوار سكنه دارد . از « دولت‌آباد » ، « 1 » اسب آن‌جا حاضر كرده بودند . فورا رفتيم [ به ] « دولت‌آباد » ، كه 6 فرسنگ است . [ دولت‌آباد ] 4 ساعت از دسته گذشته وارد شده ، « مصطفى قلى خان » ، حاكم آن‌جا از آمدن بنده مطلع بود . آدم سر راه گذارده ، به « سراى حكومت » پياده شده ، نهار را در آن‌جا صرف نموده ، سه ساعت توقف شد . دار الحكومه آن‌جا خراب بود [ و ] مشغول تعمير بودند ، ليكن خيلى بىآب است . تمام دولت‌آباد 2 قنات آب بيشتر ندارد . هردو هم آبش كم شده [ است ] . به جهت « بىآبى » بر اهل آن‌جا زياد بد مىگذرد . آب اين دو قنات به « عمارت حكومتى » نمىنشيند . اسب ، آن‌جا نبود . همان اسب‌ها را گفتيم گردانيده ، جو داده ، نعلبندى نموده ، 2 ساعت و نيم به غروب مانده ، سوار شده ، رفتيم جهت « بروجرد » ، كه 7 فرسخ است . اسب « ايل‌لىبك جلودار » ، با شاگرد چاپار عقب ماند . با « احمد خان » و « ميرزا يوسف خان » رانده ، تا به گردنهء كوچكى كه در بين راه بود رسيده ، اسب‌ها مانده شده [ و ] نمىرفتند . لابد پياده شده ، به هزار مرارت اسب‌ها را وقت غروب ، سر گردنه برده ، شهر « بروجرد » نمايان شد ؛ ليكن « 2 » تا شهر 2 فرسنگ و تا « اردو » 2 فرسنگ و نيم مانده بود . تمام ، سراشيب سخت بود . از آن‌جا به سمت شهر ، دهات‌هاى بسيار خوب [ و ] ن زديك به‌هم بود . اغلب باغات آنها « مو » بود . [ بروجرد ] از بىحالى اسب‌ها ، 2 ساعت از شب يك‌شنبه گذشته ، به « بروجرد » رسيديم ، به آسيائى . « آسيابانى » [ در ] آن‌جا بود . او را صدا زده ، راه اردو را از او جويا شده ، نشان داد . نيم فرسنگ بيشتر ، اردو را در آن سمت مغرب شهر زده‌اند .

--> 5 / 29 كيلومتر فاصله داشته ، كه سر راه ملاير به بوربور واقع شده و 1875 متر از سطح دريا ارتفاع دارد . ( 1 ) . ملاير امروزى . ( 2 ) . در اصل : لاكن